تبليغاتX
ناردانه

ناردانه
شعر و يادداشت

علی هوشیار خبرنگار واحد مرکزی خبر

شعر و يادداشت هاي علي هوشيار
خبرنگار واحد مركزي خبر

............................

سلام دوستاي دنياي مجازي
اميدوارم اوقاتتون پر از خنده باشه ( البته جدي نگيريد )
بارها مي خواستم وبلاگ طراحي كنم اما باور كنيد فرصت هميشه محدود بود تا اينكه اين دفعه خيلي جدي گرفتم شعرها و مطالبي كه اينجا مي خونيد حتماً خيلي ايراد داره كه لطف مي كنيد و تذكر مي ديد . ( خوشحال مي شم )
چون فرصت اينكه به انجمني برم و كارام نقد بشه اصلاً نيست .

hoshyar_86a@yahoo.com

» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» همایون شجریان
» حمید روحانی
» مهدی آذرمکان
» عطش
» فال حافظ
» بهروز میروزنده.درجستجوی زمان.
» سید مهدی شریفی.افکار عمومی
» حسام الدین ریاحی اخبار پزشکی
» افروز اسلامی( شکوفه ها را نچینید)
» حمید محمدی
» علی احمدی خبرنویس
» دکتر میرسیدی
» طاهره قیومی
» ایمان مرآتی
» زهرا رکوعی مجری خبر 22
» عمو پورنگ
» خدایی تازه میخواهم
» ترنم عشق
» انجمن اینترنتی شعر باران(فداغ)
» بهار اشعار
» دانلود برنامه های موبایل
» باغ بی برگی
» دیگه دیدنم محاله
» ونفخت فیه من روحی(نرگسی)
» کانون رهپویان وصال
» ستاره(سالهای بلند من بی تو)
» روحانی نژاد
» میترا لبافی
» ترانه علیدوستی
» رضا علی اکبری
» محمد صالح علا
» انجمن شاعران ایران
» پیرمردو
» مازیارناظمی
» محمددلاوری
» رنجبران(خبرنگار)
» محمدجوادحسن شاهی
» محمدعلی پورشیخ علی
» دانلودفیلمهای روز دنیا
» شجریان به روایت شجریان
» دكترحسنلي
» مریم حقیقت (آرین شعر)
» هادي مشفق
» هاشم كروني
» ساراشعر
» کامران نجف زاده
» محمدجواد شلتوک کار
» هاشم حکمه
» رضاعلی اکبری
» سیدمحمدامین جعفری
» پوزش
» خیلی جالبه
» روز شیراز
» معلم
» سفر دوم دولت به فارس
» یکم اردیبهشت ماه
» اعدام سه نفر از عاملان انفجار شیراز
» سلام
» نوروز
»

پوزش پنجشنبه چهارم تیر 1388

سلام دوستان عزيز

با عرض پوزش تا اطلاع ثانوي به علت مشغله زياد

قادر به پست مطلب جديد و پاسخگويي به نظرات زيباي

شما عزيزان نمي باشم


خیلی جالبه چهارشنبه ششم خرداد 1388

امروز یه دوست جدید برام کامنت گذاشته بود

این جمله زیبا رو توی وبلاگش خوندم...

خیلی متحولم کرد

تصمیم گرفتم از این پس توی کارهام مصمم تر بشم

...................................................

 

موفق کسی است که با آجرهایی که به سمتش پرتاب می شود بنایی محکم بسازد


روز شیراز دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388

پانزدهم اردیبهشت روز شیراز مبارک باد

هر باغبان که گل به سوی برزن آورد

شیراز را دوباره به یاد من آورد

نازم هوای فارس که از اعتدال آن

بادام بن شکوفه مه بهمن آورد

شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم

عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است


معلم یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388

درس معلم ار بود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

.................................................

شرمنده همه معلمهای عزیز هستم

که خیلی دیر این پست رو میذارم

چون درگیر سفر رییس جمهور بودم

یه کم دیر شد

البته بنده خودم دو سال معلم بودم

و بهترین خاطراتم مربوط به همان روزهاست

روز معلم رو به همه اونهایی که به تعلیم عشق می ورزند

تبریک میگم  به ویژه اونهایی که من افتخار شاگردیشون رو داشتم

 


سفر دوم دولت به فارس دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388

 

سلام دوستان: این عکس مربوط به مصاحبه بنده با رییس جمهور

در بهار۸۶ در فرودگاه شهید دستغیب شیراز است

این روزها فارس بار دیگر میزبان رییس جمهور و اعضای کابینه است در سفر اول بیش از سیصد مصوبه ریز و درشت برای توسعه فارس مصوب شد

که به گفته دوستان

(البته به گفته دوستان) این مصوبات  بیش از ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است از این حرفها که بگذریم استان فارس که تا سال ۸۴ فقیر ترین استان

از نظر جاده های ارتباطی بود که از همان سال می توان به حق گفت

 فارس به کارگاه راهسازی تبدیل شد

البته در این میان نه فقط دولت و مدیران ونمایندگان مجلس بلکه عزیزان دیگری هم

زحمت کشیدند که شاید هیچ کجا هیچ کس از آنها اسمی نبرد

درست حدس زدید (خبرنگاران بی مزدو منت)

باور کنید هر کدام از همکاران من بیش از ۱۰ گزارش از وضعیت

اسفناک جاده های فارس تهیه کردند تا اینکه امروز مشکلات استان

در این زمینه به حداقل رسیده است

و در آینده نزدیک هم راه آهن شیراز...اصفهان به بهره برداری خواهد رسید که

برای این طرح ملی و عظیم هم همین خبرنگاران کم نگذاشتند به هر حال

به همه عزیزانی که زحمات زیاد کشیدند

و آنانی که کمترین زحمت را متحمل شدند(خودم) خسته نباشید می گویم

 


یکم اردیبهشت ماه دوشنبه سی و یکم فروردین 1388

به چه کار آیدت ز گل طبقی

از گلستان ما ببر ورقی

گل همین پنج روز و شش باشد

وین گلستان همیشه خوش باشد


اردیبهشت لبریز از عطر بهارنارنج از راه می رسد و ره آورد آن

یاد و خاطره بزرگ مردی است که زبان و ادب پارسی وامدار

زبان شیرین و دلنشین اوست

همانگونه که خود فرموده است

حکمتی نیست که سعدی دو بیتش نگفته باشد

این روزها عاشقان کلام سعدی از سراسر جهان گرد هم می آیند

و یاد استاد سخن را گرامی می دارند

اگر چه پند و اندرز همواره با طعمی تلخ و گزنده همراه است

اما شیخ اجل چنان با هنر شعر آن را می آمیزد

که هر مخاطبی را شیفته خود می کند و براستی

ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید

هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

و این نکته را هیچ گاه از یاد نخواهیم برد که

هر متاعی ز معدنی خیزد

شکر از مصر و سعدی از شیراز



اعدام سه نفر از عاملان انفجار شیراز شنبه بیست و دوم فروردین 1388

سه نفر از عاملان انفجار 2۴فروردين ماه سال گذشته(1387) حسينيه سيد الشهدا شيراز که منجر به شهادت رسيدن 14 نفر و زخمي شدن حدود 300 نفر شده بودند ؛ صبح روز جمعه در زندان عادل آباد شيراز به دار مجازات آويخته شدند . در پرونده رسيدگي به انفجار شيراز 15 نفر دستگير شده بودند که هفت نفر از آنان جزو عوامل اصلي بوده‌اند و حکم اعدام سه نفر از آنان به تاييد مراجع قضايي رسيد .

 پس از طي مراحل دادرسي و ارجاع پرونده به دادگاه تجديد نظر استان تهران، حکم دادگاه بدوي مبني بر اشد مجازات و اعدام متهمان اين پرونده، تاييد شد.

شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران سه متهم اين پرونده را به اتهام «محارب و مفسد في‌الارض»

 به اعدام محکوم کرد. آنها در جلسه محاکمه خود، اتهاماتشان را پذيرفته و از اقدام خود اظهار پشيماني کرده بودند. در کيفرخواست اين سه نفر، اتهاماتي از قبيل «سب‌النّبي،‌ محاربه، افساد في‌الارض، همکاري با گروهک‌هاي محارب، اقدام جهت براندازي حکومت اسلامي، تهيه سلاح و مهمات، ساخت بمب، مشارکت در انفجار حسينيه شيراز، مشارکت در طراحي انفجار در ديگر مناطق کشور و شرب خمر» نيز مطرح شده بود. در انفجار حسنيه سيد الشهداي شيراز که 24 فروردين ماه پارسال روي داد، 14 تن به نامهاي عليرضا انتظامي ‘ عرفان انتظامي ؛ سيد محمد جواد علوي ؛ محمد جوکار ‘ محمد مهدوي ؛ غلام موسوي ؛ علي نصيري ؛ علي نوروزي ؛ مسعود رضايي ؛ محمد جواد ياقوت ؛ نجمه قاسم پور صادقي؛ غلامرضا هاشمي ؛ محمد علي شاهچراغي و راضيه کشاورز به شهادت رسيدند. عاملان اين حادثه تروريستي که جمعه در شيراز اعدام شدند محسن اسلاميان فرزند محمد با نام مستعار فرمانده بهمن يا يار دوم، علي اصغر پشتر فرزند کرم با نام مستعار آراسپ و يارسوم و روزبه يحيي زاده فرزند مجيد

 با نام مستعار روزبهان است.


سلام جمعه چهاردهم فروردین 1388

سلام

 

از همه شما عزیزانی که توی تعطیلات نوروز به وبلاگم سر زدید ممنونم

 

خوشحالم که تنهام نمیذارید

 

امسال یه سفر متفاوت و خاطره انگیز رفتم جای شما عزیزان خالی بود

 

به همین خاطر هم نتونستم به نظرات قشنگتون پاسخ بدم ممنونم از لطفتون


نوروز سه شنبه بیستم اسفند 1387

نوروز کم کم از راه میرسه

 و بعد از یکسال کار میخوام یه مسافرت حسابی

برم اول مازندران ....چندروز گلستان ......چند روز هم خراسان..

توی این روزها نه خبر گوش میدم نه روزنامه میخونم و نه

تلفنهای غیر ضروری رو جواب میدم...

فقط و فقط موسیقی گوش میدم...

از همین حالا عیدتون مبارک

تا بعد از سفر هم آپ نمی کنم...


پنجشنبه یکم اسفند 1387

 

آن مرددر باران آمد

مرددرباران آمد

درباران آمد

باران آمد

آمد

آمد

باران آمد

درباران آمد

مرددرباران آمد

آن مرددرباران آمد

از بس نیامدی

از هرطرف که می نویسم

شاگردانم نمی فهمندیعنی چه:

آن.. مرد..در.. باران.. آمد....

 

 

 

 


یادی از گذشته دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

سلام عزیزان

 

متشکرم از همه شما که تنهام نمیذارید

و

همیشه شرمنده ی محبتاتون میشم

 

راستش میخوام از این به بعد توی چندتا پست

 

شعرهای دوران دانشجوییم رو بذارم امشب بعد از سالها

 

خط خطی های اون روزها رو پیدا کردم یادش به خیر

 

البنه اشکالات زیادی توی این شعرها هست

 

که اصلاحشون نکردم تا رنگ و بوی همون روزها رو داشته باشه

 

هجرت

 

دیریست افسانه هجرتت را باور کرده ام

 

اما

 

نمیدانم ستاره های یادت

هر غروب

در آسمان تاریک ذهنم از من چه می خواهند؟

 

هرگز باورم نمی شود وجدانت را فروخته باشی

و سوگندت به شقایق را...........

ناگزیر اندیشه ام را به بی قرار باد می سپرم

و

بر مدار خاکستری دل هزاران خاطره می رقصانم

 

رهایم کن.....رهایم کن

 

که امشب دلم عجیب گرفته است ۱۷/۷/۷۶

یه رباعی هم هست که قافیه اش مشکل داره

امیدوارم بپسندید

 

خواهی شنوی قصه دشت دل من؟

از روز ازل تا به شکست دل من؟

یک دفتر شعر است بخوانید همه

این است تمام سرگذشت دل من۳۰/۹/۷۶

 

 

 

 


شرمنده ام شنبه دوازدهم بهمن 1387

سلام دوستان عزیز

 

از اینکه دیر آپ میکنم شرمنده ام

 

شماها خیلی به من لطف دارید

 

به خدا توی دهه فجر خیلی گرفتارم امیدوارم ببخشیدم

یه رباعی جدید براتون میذارم

 

امیدوارم بپسندید

 

ای کاش که در حنجره ها جار شویم

 

تکرار شویم و باز تکرار شویم

 

ای کاش که با ستاره ها با خورشید

 

همسایه دیوار به دیوار شویم

 

 

 

 

 


باز هم خبر فارس پنجشنبه دوازدهم دی 1387

سلام

باز هم تلاش شبانه روزی همکاران من در واحد اطلاعات و اخبار

 مرکز فارس باعث شد مقام اول رو در سال ۸۶ 

 در میان ۳۰ مرکز

 صداوسیمای استانها بدست بیاریم

عکسهای مراسم تجلیل رو ببینید و یک خسته نباشید هم

بهشون بگید.

 

 

 


گزارش تصویری شب یلدای یزد یکشنبه هشتم دی 1387

سلام دوستان دنیای مجازی

این عکسهای شب یلداست که در یزد به اتفاق همکاران رسانه ای گرفتم . اگر کیفیت عکسها پایین است یکی از علتهاش کم بودن نور سالن بوده یکی دیگه پایین آوردن حجم عکسها برای اینکه زود باز بشوند.یکی دیگه هم ناشی بودن عکاسش که خودمم.

 

 

 

 

 

 

 


سلللللللللللللللامممممممممممم سه شنبه سوم دی 1387

سلام دوستان دنیای مجازی

 

 با تعدادی از همکاران یزد هستیم

 

جای شما خالی راستی شب چله اینجا خیلی خوش گذشت

 

برگشتم شیراز عکسهای شب چله رو توی یه پست میذارم


امروز یکشنبه سوم آذر 1387

امروز

 

 سوم آذر

 

 تولدمه

افراد مشهور متولد در آذر ماه: داریوش مهرجویی (کارگردان ایرانی) ، علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، جمشید مشایخی (بازیگر ایرانی) ، مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار ایرانی) ، جلال آل‌احمد (نویسنده ایرانی) ، لاله اسکندری (بازیگر ایرانی) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، امید زندگانی (بازیگر ایرانی) ، ویگن (خواننده ایرانی) ، ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر ایرانی) ، کامران و هومن (خوانندگان ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز آلمانی)، جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، والت دیسنی (تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)، فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)، پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان) و جان میلتون (شاعر انگلیسی).

 

 

 


ترین های زندگی جمعه یکم آذر 1387

سازنده‌ترين كلمه گذشت است، آن را تمرين كن.


پرمعني‌ترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.


عميق‌ترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.


بي‌رحم‌ترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش.


خودخواهانه‌ترين كلمه "من" است، از آن حذر كن.


ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.


بازدارنده‌ترين كلمه "ترس" است، با آن مقابله كن.


با نشاط ترين كلمه "كار" است، به آن بپرداز.


پوچ‌ترين كلمه "طمع" است، آن را بكش.


سازنده‌ترين كلمه "صبر" است، براي داشتنش دعا كن.


روشن‌ترين كلمه " اميد" است، به آن اميدوار باش.


ضعيف‌ترين كلمه "حسرت" است، آن را نخور.



تواناترين كلمه " دانش " است، آن را فراگير.


محكم‌ترين كلمه "پشتكار" است، آن را داشته باش.


سمي‌ترين كلمه "شانس" است، به اميد آن نباش.


لطيف‌ترين كلمه "لبخند" است، آن را حفظ كن.


ضروري‌ترين كلمه "تفاهم" است، آن را ايجاد كن.


سالم‌ترين كلمه "سلامتي" است، به آن اهميت بده.


اصلي‌ترين كلمه اعتماد است، به آن اعتماد كن.

دوستانه‌ترين كلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نكن.


زيباترين كلمه "راستي" است، با آن رو راست باش.


زشت‌ترين كلمه "دورويي"است، يك رنگ باش.


ويرانگرترين كلمه "تمسخر" است، دوست داري با تو چنين شود؟


موقرترين كلمه "احترام" است، برايش ارزش قايل شو.


آرام‌ترين كلمه " آرامش" است، به آن برس.



عاقلانه‌ترين كلمه "احتياط" است، حواست را جمع كن.


دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت" است، اجازه نده مانع پيشرفت بشود.


سخت‌ترين كلمه "غير ممكن" است، وجود ندارد.


مخرب‌ترين كلمه "شتابزدگي" است، مواظب پُل‌هاي پشت سرت باش.


تاريك‌ترين كلمه "ناداني" است، آن را با نور علم روشن كن.


كشنده‌ترين كلمه "اضطراب" است، آن را ناديده بگير.



صبورترين كلمه "انتظار" است، منتظرش بمان.


قشنگ‌ترين كلمه "خوشرويي" است، راز زيبايي در آن نهفته است.


تميزترين كلمه "پاكيزگي" است...


رساترين كلمه "وفاداري" است، سر عهدت بمان.


تنهاترين كلمه "گوشه‌گيري" است،

 بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.


هدفمندترين كلمه "موفقيت" است، پس پيش به سوي آن...

 

مشکلات زندگی شنبه بیستم مهر 1387



بی ربط پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا


 ببيند اين همه سروصدا براي چيست .

 


 مرد مزرعه دار


 تازه از شهر رسيده بود و بسته اي


 با خود آورده بود و زنش با خوشحالي


 مشغول باز


 كردن بسته بود .موش لب هايش را


 ليسيد و با خود گفت : كاش يك غذاي


 حسابي باشد


.‍اما همين كه بسته را باز كردند ،


 از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛


 چون صاحب


 مزرعه يك تله موش خريده بود .

موش
با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر


جديد را به


همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي


 كه مي رسيد ، مي گفت : توي مزرعه يك


 تله موش


 آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش


 خريده است . . . مرغ با شنيدن اين


 خبر بالهايش را تكان داد و گفت :

  آقاي موش


 ، برايت متأسفم . از اين به بعد


 خيلي بايد


 مواظب خودت باشي ، به هر حال من


 كاري به تله موش ندارم ، تله موش


 هم ربطي به من


 ندارد .
>

>
ميش وقتي خبر تله موش را شنيد

 ،
 صداي بلند سرداد و گفت :

 آقاي موش


> من فقط

 مي
 توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي


 ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش


 به من


 ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من


 پشت و پناه تو خواهد بود . موش كه


 از حيوانات


 مزرعه انتظار همدردي داشت ، به


 سراغ گاو رفت . اما گاو هم با شنيدن


 خبر ، سري


 تكان داد و گفت :  من كه تا حالا


 نديده ام يك گاوي توي تله موش


 بيفتد.! او اين


 را گفت و زير لب خنده اي كرد


 ودوباره مشغول چريد شد .سرانجام ،


 موش نااميد از


 همه جا به سوراخ خودش برگشت و در


 اين فكر بود كه اگر روزي در تله


 موش بيفتد ،


 چه مي شود؟ در نيمه هاي همان شب ،


 صداي شديد به هم خوردن چيزي در


> خانه پيچيد .


 زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و


 به سوي انباري رفت تا موش را كه در


 تله افتاده


بود ، ببيند .او در تاريكي متوجه


نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي


كرده ، موش


نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه


دمش در تله گير كرده بود . همين كه


زن به


تله موش نزديك شد ، مار پايش را


نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا


بلند شد.


صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از


خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي


زنش را در


اين حال ديد او را فوراً به


بيمارستان رساند. بعد از چند روز ،


حال وي بهتر شد..


اما روزي كه به خانه برگشت ، هنوز


تب داشت . زن همسايه كه به عيادت


بيمار آمده


بود ، گفت :« براي تقويت بيمار و


قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ


 مرغ نيست .»


مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست


داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و


ساعتي بعد بوي


خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد.اما


هرچه صبر كردند ، تب بيمار قطع


نشد. بستگان او


شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد


مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند.


> براي همين


مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را


هم قرباني كند تا باگوشت آن براي


> ميهمانان


عزيزش غذا بپزد . روزها مي گذشت و

           
حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي       

 
شد . تا اين


كه يك روز صبح ، در حالي كه از درد

         
به خود مي پيچيد ، از دنيا رفت و
خبر مردن   

   


او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد


زيادي در مراسم خاك سپاري او شركت


كردند.


 بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور


شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي


مفصلي براي


ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند


. حالا ، موش به تنهايي در مزرعه مي


گرديد و


به حيوانان زبان بسته اي فكر مي


كرد كه كاري به كار تله موش


نداشتند !

> و اينكه....

اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش


آمده است و ربطي هم به تو ندارد ،


كمي بيشتر فكر


كن. شايد خيلي هم بي ربط نباشد

 

 

 

 


بخونید پشیمون نمی شید!!!!! دوشنبه چهارم شهریور 1387

سلام..............اینها هم جالبه......  بخونید

...........................................................

مرد کور



روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته

 

 و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود

 

روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک

 

 کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت

 

نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.

 

او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون

 

اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان

 

 را برگرداند و مطلب دیگری روی ان نوشت

 

و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد.

 

 عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت

 

و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس

 

 شده است مرد کور از صدای قدمهای او

 

خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان

 

 کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،

 

که بر روی ان چه نوشته است؟

 

روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،

 

من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم

 

 و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.

 

مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است

 

 ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را

 

 تغییر بدهید خواهید دید

بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید

 

 هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.

 

 


حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و

 

روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند

 

 بزنید




------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---------





یکی از بستگان خدا





شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.

پسرک، در حالیکه پاهای برهنه اش را روی برف جابه جا

 

 میکرد تا شاید

 

سرمای برفهای کف پیاده رو کمتر آزارش بدهد،

 

 صورتش را چسبانده بود

 

به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد.

 

 



در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش ،

 

 نداشته هاش رو از خدا طلب میکرد،

 

انگاری با چشمهاش آرزو میکرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت،

 

 کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود

 

 

انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد،

 

 در حالیکه یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد..

 

 


-
آهای، آقا پسر!

 

 


پسرک برگشت و به سمت خانم رفت.

 

چشمانش برق میزد وقتی آن خانم،

 

 

کفشها را به او داد.پسرک با چشمهای خوشحالش

 

 و با صدای لرزان پرسید:

 

 


-
شما خدا هستید؟

 

 


-
نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!

 

 


-
آها، میدانستم که با خدا نسبتی دارید!


بخونید و نظر بدید یکشنبه بیستم مرداد 1387

سلام دوستان عزیز

این دو مطلب رو یکی از دوستان برام ایمیل کرده بود

توی این پست گذاشتم

تا شما هم از خوندنش لذت ببرید

نخستين درس مهم - زن نظافتچى

من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه

 امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد،

 

خنده ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى

 

 کردن داشته است. سوال اين بود

 

: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت

 میکند چيست؟»
من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد،

 با موهاى جو گندمى

و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا

 بايد میدانستم؟

 
من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را

بی جواب گذاشتم.

درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى

 از استاد سوال کرد

آيا سوال آخر هم در بارمبندى نمرات محسوب

 میشود؟
استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با

 آدمهاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد.

همه آنها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه

 شما میباشند،

حتى اگر تنها کارى که میکنيد لبخند زدن و سلام

کردن به آنها باشد.

 
من اين درس را هيچگاه فراموش نکردهام.

 

دومين درس مهم- کمک در زير باران

 

يک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، يک زن

 

 مسن سياه پوست آمريکايى

 

در کنار يک بزرگراه و در زير باران شديدى که

 می باريد ايستاده بود. ماشينش خراب شده بود

 

و نيازمند استفاده از وسيله نقليه ديگرى بود. او که

 

 کاملاً خيس شده بود

 

دستش را جلوى ماشينى که از روبرو می آمد بلند

 

 کرد. راننده آن ماشين

 

که يک جوان سفيدپوست بود براى کمک به او توقف

 

 کرد. البته بايد توجه داشت

 

که اين ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنشهاى ميان

 سفيدپوستان و سياهپوستان در آمريکا بود.

مرد جوان آن زن سياهپوست را به داخل ماشينش

 برد تا از زير باران نجات يابد

 

و بعد مسيرش را عوض کرد و به ايستگاه قطار رفت

 

و از آن جا يک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک

 کرد تا سوار تاکسى شود.

 

زن که ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر

کرد و آدرس منزلش را پرسيد

 

.. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ

 در برخاست.

با کمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ

 برايش آوردهاند.

يادداشتى هم همراهش بود با اين مضمون:

 
«
از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در

بزرگراه کرديد بسيار متشکرم

 

. باران نه تنها لباسهايم که روح و جانم را هم خيس

 کرده بود.

تا آن که شما مثل فرشته نجات سر رسيديد.

 به دليل محبت شما،

من توانستم در آخرين لحظه هاى زندگى همسرم

 

و درست قبل از اين که چشم از اين جهان فرو بندد

 در کنارش باشم.

به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی شائبه

 به ديگران دعا میکنم

خانم نات کينگکول


به بهانه روز خبرنگار سه شنبه پانزدهم مرداد 1387

سلام دوستان دنیای مجازی.........

.........................................................

روز خبرنگار رو به همه همکاران خوبم تبریک میگم....

...................................................................................

از خیلی وقت پیش میخواستم یه مطلب راجع به روز خبرنگار بنویسم

 

 

 

 و به قول یکی از دوستان اگه می شد چنان می نوشتم که دکمه های کیبورد خودشون رو خیس کنن

 

 اما افسوس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

همیشه 17مرداد که میاد کلی دلم می گیره از این که ما خبرنگارها مشکلات همه

 

قشرها رو پوشش میدیم اما هیچوقت یکی نمی گه ما هم مشکلی داریم یا

 

 نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟راستی چه کسی باید  مشکلات ما رو اطلاع رسانی کنه، گزارش

 

 بگیره، مطلب بنویسه، عکس بگیره، تصویر بگیره،و...........بعدش هم بره سراغ

 

 فلان مدیر که چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کسی هست؟؟؟؟؟؟؟؟باور کنید نمی دونم چی باید

 

 بنویسم  اما یاد این شعر می افتم که:

 

دردهای من جامه نیستند تا زتن درآورم

 

چامه و چکامه نیستند تا به رشته سخن در آورم

 

دردهای من نگفتنی ست

 

دردهای من نهفتنی ست

 

شاید  فکر کنید درد ما هم همین قسط و کرایه خانه 400هزار تومانی  و اینجور چیزها

 

 باشد البته همین ها هم هست باور کنیدباید مقداری هم باید روی حقوق ماهیانه بگذاری

 

 تا کرایه خانه ات را بپردازی اما دردهای نگفتنی بیشتر از هر چیز دلمان را به درد می آورد........................

 

حال همه ما خوب است اما تو هرگز باور نکن


به یاد روزهای دانشگاه سه شنبه هشتم مرداد 1387

سلام ببخشید که اینقدر دیرآپ می کنم

..............................................

از پله ها بالا می آید

آرام آرام

وترسیم می کند 

غربتش را در نگاه مردی

که

تنهاییش را به عاشقانه هایش آویزان کرده است

اهل اینجا نیست

بوی باران می دهد چشمهایش

و

از پله ها پایین می رود

آرام آرام

بی آنکه نجابتش را سگهای هار بویی ببرند

و

خلاصه می شود در یک شعر

اسمش دختر دریاست

 


روز پدر مبارک یکشنبه بیست و سوم تیر 1387

تولد مولای عشق و مردانگی و روز پدر  مبارک باد

 

من معتقدم قافیه بودن مرد با درد اتفاقی نیست


یه سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یکشنبه شانزدهم تیر 1387

سلام دوستان عزیز.........

اگر لطف کنید و به این سوال جواب بدید ممنون میشم

شما دوست دارید توی وبلاگ یه خبر نگار

چه مطالبی باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


جمعه دلگیر چهارشنبه پنجم تیر 1387

دیگر

عشق

و رنگ چشمهای هیچ بالا بلندی

کفاف دلتنگیهایم را نمی دهد

....................................................

سلام دوستان دنیای مجازی

این غزل هم قدیمیه که تقدیم می کنم به او

که انتظارش هرگز پشیمانی نمی آفریند

جمعه دلگیر

..............................

دوباره جمعه رسید و از انتظار سرودم

غروب جمعه همیشه در انتظار تو بودم

تو آسمانی و عاشق من این اسیر زمینی

تودر نهایت اوجی ومن دراوج فرودم

بگیر دست دلم را آهای غایب کبری

در ازدحام قفسها دوباره بال گشودم

دلم شنیده که یک شب از آسمان تو می آیی

و می رسد به تو آخر تمام کشف و شهودم

چه حسرتی چه نیازی چه انتظار عجیبی

که ریشه کرده میان خرابه های وجودم

دوباره جمعه دلگیر مرا به یاد تو انداخت

غروب جمعه همیشه در انتظار تو بودم


آرین کوچولوی من دوشنبه سوم تیر 1387

این عکس آرین کوچولوی منه که خیلی شیطونه خیلی هم دوسش دارم خیلی هم شعرای خوشکل بلده


جانماز مادرم دوشنبه سوم تیر 1387

سلام به همه دوستان عزیزی که به بنده لطف دارن

این شعر برای ۸سال پیشه که تقدیم میکنم به همه مادرای دنیا

..................................................

شروه های ناب دارد جانماز مادرم

مهری از مهتاب دارد جانماز مادرم

می نویسم روی بال قاصدکهای خیال

هر چه شعر ناب دارد جانماز مادرم

تا که آهنگ اذان در گوش مسجد می وزد

خاطری بی تاب دارد جانماز مادرم

باز گریه باز تسبیح و دعای نیمه شب

کی خیال خواب دارد جانماز مادرم؟

تا که دریای دو چشمانش کمی طغیان کند

رکعتی از آب دارد جانماز مادرم

می دود در لابلای واژه هایش التهاب

خلسه ای نایاب دارد جانماز مادرم

ساده می ریزد نگاهش را میان شعرهام

بویی از سهراب دارد جانماز دارم

 


گزارش تصویری شانزدهمین جشنواره تولیدات مراکز صدا و سیما _شیراز خرداد 87 پنجشنبه سی ام خرداد 1387

  •  برای دیدن تصاویر  جشنواره به ادامه مطلب مراجعه کنید.نظرهای زیباتون هم یادتون نرود.

ادامه مطلب

خبر خبر خبر دوشنبه بیستم خرداد 1387

سلام دوستان عزیز علیرغم همه گرفتاریها و با اصرار دوستان سرپرستی

هفته نامه سراسری پیک سبز در جنوب

کشور به بنده واگذار شده است

 این هفته نامه سراسری است و

در چالوس و تهران دفتر مرکزی دارد.. منتظر نظرات

و پیشنهادات شما هستم در ضمن خبرها و آگهی هایتان

را هم میپذیریم... راستی توی استانهای جنوبی هم به نماینده

فعال نیاز دارم اگر تمایل به همکاری دارید کامنت بذارید تا براتون

شماره تماس بذارم


» امیراسکندری
» كشكول جغرافيايي..علي حاتمي..
» مریم حقیقت(پسا غزل)
» آواز اصيل
» من از ايل عشقم
» شعر جوان
» اطلاعات عمومی
» آبجی سمیه
» سیمین
» sweetheart
» تالار خوشنویسی(محمود نوری)
» آسمان آبی(پوریادگار)
» علیرضا صائب
» اشک(رهبر خبرنگار واحد مرکزی خبر)
» مجتبی غلامی
» پرنیان
» سعید بیابانکی
» صفدر دوام
» همه چی در مورد تصویر(فرزاد)
» آموزش وبلاگ نویسی
» مأمول
» علی شاهسون
» حسن عابدینی
» گل سرخ(ریحان)
» جايي براي با هم بودن
» ناردانا
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme